۷۹۵/ حسنعلى زهدى نهاد: تا آخرین نفس در راه وطن می‌جنگم


به گزارش خبرگزاری فارس از همدان، «شهید»؛ شاهد شهود عرفانی شد و نقش هرچه خوبی را در چهارفصل گیتی نمایان کرد و چشم ستارگان آسمان را روشن، ققنوس هشت جنت که هفت آسمان را مجذوب خود کرده است، همان عاشقی که در وادی مقدس عاشقی، پر پرواز گشود و فرشتگان را نوازشگر روح نابش کرد.

می‌خواهیم هر روز را با نامی و یادی از این ستاره‌ها،‌ شب کنیم و کار را با تبرک و مدد از این عارفان عاشق آغاز؛ باشد که ادای دینی باشد بر آن همه رشادت، شهامت، مجاهدت و شجاعت… «برگ سبزی، تحفه درویش»، «تا چه قبول افتد و چه در نظر آید».

تبرک لحظاتمان با شهید حسنعلى زهدى نهاد:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

مادرم، به شرافت سربازى قسم خورده‌ام تا اینکه تا آخرین نفس و آخرین گلوله‌ام در راه وطنم بجنگم. آنچنان بجنگم که بلبلان از نغمه‌خوانى بازمانند.

من چون شیرم و مادر بر شیر عقب‌نشینى ننگ است. بر عهد و پیمان خود وفا می‌کنم و برای خاک و انقلابم این خون را فدا مى‌کنم. از تفنگ من مادر خصم بر عزا نشیند و گریه سردهد؛ اگر شهید شدم تو گریه نکن بلکه برای من حجله‌ای آذین‌بندی کن زیرا شهید مرده نیست و این فرموده کلام الله است.

مادرم، مادر خوب و مهربانم، من طوفانم و از حمله من موج به پا می‌خیزد و سد دشمنان را در هم می‌شکند و بدان همه آنان حیرت زده، مات و مبهوت با چشمان غضب آلود من  را نگاه می‌کنند.

مادر تو هم غرورت را نشکن، و چون شیرزنان دیگر با کمال مسرت بدنبال من راه بیفت به دنبال این تابوت. بگذار دشمن غرورت را ببیند.

انتهای پیام/89001/



Source link

دیدگاهتان را بنویسید

*

code